یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

Table of Contents

یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

زاوش محمدی: پدیده لیگ برتر امسال نساجی مازندران بود. تیمی که یک فصل کامل را خارج از خانه و بدون هوادارانش بازی کرد اما به جام قهرمانی جام حذفی رسید. نساجی با ساکت الهامی و مالک خصوصی کاری کرد کارستان. شاید نساجی یک نمونه بارز باشگاه خصوصی موفق است که توانسته با یک مدیریت خوب و هدف گذاری مشخص ۴ سال بعد از صعود به لیگ برتر، به جام قهرمانی برسد. در این باره میزبان حامد شیری کاپیتان مازندرانی نساجی بودیم و از فراز و نشیب های این تیم با یکدیگر صحبت کردیم که در ادامه می خوانید:

چقدر قبل از بازی با استقلال در جام حذفی به قهرمانی فکر می کردید؟ بردن استقلال انگیزه شما را برای قهرمانی بیشتر کرد؟

بله قطعا همینطور بود البته قبل از بازی با استقلال بازی سختی با گل گهر در ورزشگاه امام رضا(ع) داشتیم که موفق شدیم بازی را ببریم. جام حذفی به جام شگفتی ها شهرت دارد. دیدید که در مرحله نیمه نهایی از لیگ دو هم تیم داشتیم. همه تیم ها به یک اندازه شانس داشتند. یکی از عواملی که باعث قهرمانی ما شد این بود که ۳ بازی آخر ما در ورزشگاه آزادی برگزار شد و همچنین حضور هواداران که همه جوره پشت ما بودند از دیگر عوامل این قهرمانی بود. اتحادی که در قائمشهر و مازندران شکل گرفته بود به ما این انگیزه را داده بود که هر طور شده این جام را کسب کنیم و هواداران را خوشحال کنیم. اتفاق بسیاری خوبی برای ما بود و این قهرمانی در تاریخ باشگاه ثبت شد.

_ کسی فکرش را نمی‌کرد نساجی بتواند استقلالِ بدون شکست در لیگ را در آزادی شکست دهد، کارشناسان بر این عقیده بودند که شیوه بازی نساجی و بسته بازی کردن تیم بازی را به پنالتی کشاند، برنامه آقای الهامی کشیدن بازی به پنالتی بود؟

کسانی که آقای الهامی را می‌شناسند می‌دانند آقای الهامی هیج وقت چنین تاکتیکی را برای تیمش اتخاذ نمی‌کند. فشار استقلال به قدری زیاد شده بود که ما نتوانستیم برنامه های خودمان را در زمین اجرا کنیم. شرایط ایده‌آل بازی های گذشته را نداشتیم همین مساله باعث شد عقب تر بازی کنیم و بیشتر به دنبال ضد حمله و تک موقعیت ها باشیم. وگرنه از قبل اصلا برنامه تیم این نبود آقای الهامی در مصاحبه های قبلی خود نیز گفته بودند ما اگر با برزیل هم بازی داشته باشیم برای بردن به زمین می‌رویم. فقط شرایط بازی مدل بازی ما را عوض کرد.

_ بعد از برد استقلال همه ایران دوست داشتند جام به نساجی برسد، خودتان این جو را حس می‌کردید؟

درسته دقیقا همین طور بود، نساجی به خاطر ریشه و قدمتی که دارد فکر می‌کنم تیم دوست داشتنی در سطح کشور باشد، نه فقط نساجی بلکه تمام تیم های ریشه دار کشور مثل ملوان و صنعت نفت در همه جای ایران طرفدار دارند و مردم کشور دوست داشتند که نساجی جام را بالای سر ببرد.

_ بازی با مس کرمان دقیق ۱۱۸ پنالتی شد، خیلی آرام توپ را گرفتی، پنالتی زدی و گل هم شد، جلوی آن همه هوادار استرس نداشتید؟

دروغ چرا بگم خیلی استرس داشتم، از زمانی که در فوتبال حرفه ای هستم ۳۴،۳۵ تا پنالتی زدم و از این پنالتی ها فقط دو سه تا را خراب کرده بودم، اما این پنالتی برایم بسیار حیاتی بود و زمانی که می خواستم توپ را بردارم در دلم گفتم فقط این مردم خوشحال شوند. از زمانی که پنالتی اعلام شد تا لحظه ضربه فکر های زیادی از سرم گذشت. بیشتر فکرها مثبت بود ولی در آخرین لحظه که رفتم توپ را برای ضربه بکارم، این فکر را کردم که نکند این پنالتی خراب شود و بازی به پنالتی کشیده شود و باز هم در ضربات پنالتی من ضربه‌ام را خراب کنم، که این می توانست بدترین روز زندگی من را رقم بزند. که خوشبختانه این اتفاق رخ نداد و گل شد.

_ مهدی نظری وقتی پنالتی را گرفت خیلی گریه کرد دلیلش چه بود؟

مهدی فصل گذشته مصدومیت سختی برایش اتفاق افتاد و استخوان روی پایش شکست، او عمل جراحی کرد این فصل با بازگشتش شرایط سختی در تیم داشت تا بتواند خودش را در تیم ثابت کند کار سختی داشت اما تمام تلاشش را کرد فرصت هایی هم به او رسید، ولی از نظر خودش این فرصت ها کم بود، در آن لحظه به نوعی فشارهای زیادی که رویش بود برداشته شد و احساساتی شد و سعی کرد خودش را خالی کند.

_از بازی فینال جام حذفی بگویید، از اردیبهشت خاطرات خوبی دارید هم به لیگ و هم قهرمانی در جام حذفی، چه احساسی داشتید؟

در سه بازی آخر به جز بازی با استقلال فشار و استرس بازی برای ما بسیار زیاد بود، اگر ما مقابل استقلال می‌باختیم کسی از ما خرده نمی‌گرفت چون آنها تیم صدر نشین لیگ و تیم بدون باخت فصل بودند. اما برای بازی فینال از زمانی که به هتل رسیدیم تا زمانی که برای جلسه فنی می‌رفتیم استرس بسیار زیادی داشتیم و حتی دو جمله هم با هم صحبت نمی‌کردیم. استرس از ترس نبود به خاطر فکر به کاری که باید در زمین می‌کردیم بود ولی تا پایمان را برای گرم کردن در زمین بازی گذاشتیم جو ورزشگاه را که دیدیم این استرس فرو کش کرد. هواداران خیلی به ما کمک کردند این فشار را کم کنیم، در مورد بازی اگر بخواهم بگویم ما نیمه اول اصلا خوب بازی نکردیم دو توپ هم به تیر دروازه ما برخورد کرد، در راه قهرمانی شانس هم با ما همراه بود. به هر حال برای رسیدن به هدف باید شانس هم داشته باشید. یکی از عوامل کوچک قهرمانی ما شانس هم بود. در نیمه دوم عملکرد بهتری داشتیم و بی نظمی تیم کمتر شد و سعی کردیم که به حریف موقعیت ندهیم. آلومینیوم به جز موقعیت دقیقه آخر فرصت خطرناکی نداشت و در نهایت توانستیم بازی را برنده خارج شویم.

یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

_ قبل از شروع بازی به عنوان کاپیتان تیم به بازیکنان چه چیزهایی را گفتی؟

این فصل آقای شجاعی هم به تیم ما اضافه شدند، در بعضی بازی ها ایشان صحبت می‌کردند در بعضی از بازی ها من. قبل از بازی بچه ها که جمع شدند به آنها گفتم این جامی که می‌بینید فقط برای ما نیست بلکه برای یک استان است. یک استان به استادیوم آمده‌اند که جام را با خودشان ببرند. شب ها از استرس نمی‌توانستیم بخوابیم من خودم شب ها خواب این را می‌دیدم که جام را در قائمشهر بالای سر می‌بریم. سعی کردم به تمام بچه ها انرژی بدم و همه با هم توانستیم که برنده شویم و جام را بالای سر ببریم.

_ مسعود شجاعی به چه اندازه در تیم تاثیر و چقدر در این قهرمانی نقش داشت؟

وقتی زمزمه های آمدن آقای شجاعی به تیم بود آقای الهامی یکبار من را کنار کشید و گفت مسعود قرار است به تیم بیاید نظرت چیست؟ گفتم خوشحال می‌شوم، من در کنار بازیکنان بزرگ زیادی بازی کرده‌ام واقعا خوشحال می‌ شوم بازی در کنار آقای شجاعی را تجربه کنم. در مورد کاپیتانی هم شب همان صحبت با خودم فکر کردم و گفتم نمی‎‌شود مسعود شجاعی به تیم ما بیاید و من با بازوبند به زمین بروم. برای همین تصمیم گرفتم کاپیتانی را به او تعارف بزنم تا ببینم قبول می‌کند یا خیر. وقتی انتقال آقای شجاعی قطعی شد آقای الهامی بزرگان تیم را صدا زد و من فهمیدم می‌خواهد در این مورد صحبت کند حرفشان را قطع کردم و گفتم من سال هاست در این فوتبال هستم و احترام بزرگتر کوچکتری سرم می‌شود و خودم این کار را زودتر انجام می‌دهم، در تمرین فردا که آقا مسعود آمدند بزرگان را صدا زدیم من بازوبندی را آوردم با کلی اصرار به دستش کردیم. اینکه بعضی وقت ها بازوبند دست من بود بعضی وقت ها آقای شجاعی با انتخاب خود آقا مسعود بود بعضی وقت ها خودش می‌بست بعضی وقت ها به من می‌داد ببندم. داستان همین بود خیلی ساده، آقا مسعود یکی از با شخصیت ترین بازیکنانی است که در فوتبالم دیدم و جوانان می‌توانند هم از نظر فنی و هم شخصیتی و حرفه ای گری از او درس بگیرند.

_ در مورد فصل گذشته که تیم در حال سقوط بود بعد آقای الهامی آمد و تیم را نجات داد، چه خبر بود آن فصل؟

از نظر فنی و آنالیز در کنار خط آقای الهامی یکی از بهترین مربیانی بود که تا حالا با او کار کرده بودم. وقتی آقای الهامی به تیم آمدند ما زمان کافی برای آماده شدن از لحاظ فنی برای بازی بعد که دو روز دیگر بود نداشتیم، از همین رو آقای الهامی بازیکنان را با چند جلسه از نظر ذهنی آمده بازی کرد و فقط می‌گفتند ما باید بازی را ببریم. همان برد حس و باور را در تیم زنده کرد. بردهای ما شروع شد اما از بس اول فصل امتیاز از دست داده بودیم جای ما در جدول عوض نمی‌شد اما از منطقه سقوط فاصله گرفتیم. بعدها کم کم تمرینات تاکتیکی شروع شد و همان تیمی که در ذهن آقای الهامی بود شکل گرفت و با روند خوبمان با برد مقابل ذوب آهن ماندمان قطعی شد، قطعا کمک روحی روانی آقای الهامی به تیم دلیل اصلی ماندن نساجی در لیگ بود.

_بسیاری یکی از دلایل موفقیت این فصل نساجی را بازی در زمین خوب مشهد جای زمین بد و کوچک قائمشهر می‌دانند، بازی در زمین دیگر چقدر در این زمینه تاثیر داشت؟

با این حرف زیاد موافق نیستم ما فصل گذشته که در لیگ ماندیم بازی هایی را که بردیم در چمن مصنوعی بود و بعد از آقای اینکه آقای الهامی آمدند خیلی سر زمین با ایشان صحبت کردیم که شرایط زمین بد است اما آقای الهامی به ما گفتند که باید یاد بگیریم در هر شرایطی حتی در زمین خاکی بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم و برنده شویم. اتفاقا اگر ما این همه برای بازی ها به مشهد نمی‌رفتیم و ورزشگاه خودمان آماده بود نتایج بهتری می‌گرفتیم. ما در آن ۱۰ بازی واقعا اذیت شدیم. رفت و آمد به مشهد زیاد به ما کمک نمی‌کرد ما فقط ذوب آهن و گل گهر را در مشهد بردیم و فکر نمی‌کنم برد دیگری آورده باشیم. به نظر من اگر ورزشگاه وطنی با هوادارانش در فصل گذشته وجود داشت ما نتایج بهتری می ‌توانستیم بگیریم.

یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

_ بعد از قهرمانی در جام حذفی و سابقه بازی در نساجی که دارید، نام شما در کنار بزرگانی همچون نادر دست نشان، فرامز اضطراری و دیگر بزرگان فوتبال قائم شهر قرار گرفته، همچنین شما را سید جلال نساجی می‌نامند، نظرتان در این مورد چیست؟

به هر حال شما هر وقت فوتبال یا هر شغلی را شروع می‌کنید پس از مدتی شخصیت شما شکل می‌گیرد. من در دوران فوتبالم در تیم های زیادی بازی نکردم اما همیشه از بازیکنان بزرگ درس های زیادی گرفتم و سعی کردم همیشه به بقیه نکات مثبت را یاد بدهم. این فکر نظر لطف افرادی است که چنین دیدگاهی نسبت به من دارند. همیشه سعی می‌کنم در هر سن و سالی که هستم با هر باشگاهی که قرارداد دارم بهترین عملکردم را به نمایش بگذارم، تلاش می‌کنم احترام متقابل داشته باشم و شرایطی دوستانه در تیم ایجاد کنیم و با همدلی و اتحاد موفقیت های فصل قبل را تکرار کنیم.

_ یکی از بزرگترین حواشی فصل قبل نساجی برکناری ساکت الهامی بود، واقعیت چه بود؟

فکر کردن و صحبت کردن در این مورد بی فایده است و به نظر من هر چه بود تمام شد و رفت. چیزی که در فضای مجازی پخش شد اصلا صحت نداشت و اصلا صحبت کردن در موردش درست نیست. کسی که این شایعات را درست کرد فردی بی وجدان بود و انسان برای دشمنش هم نباید چنین حرف هایی را در بیاورد. شایعه سنگینی بود قطعا آقای الهامی شرایط بدی را بعد از این شایعات پشت سر گذاشتند. این کار اصلا درست نبود و واقعا نامردی بود.

_ نساجی یکی از تیم های خصوصی لیگ بود، اقای حدادیان مالکی است که سال ها برای این تیم زحمت کشیده و هزینه کرده، بدون اینکه سودی برای او داشته باشد، در این زمینه نظرت چیست؟

روزی که به نساجی آمدم آقای حدادیان در باشگاه شریک بود، شناخت زیادی نداشتم حتی همین حالا که مالک ۱۰۰% باشگاه است زیاد اهل حضور در رسانه ها نیست. که یکی از خصوصیات اخلاقی خوب ایشان است. وقتی آقای حدادیان مالک صد در صد باشگاه شد تمام بدهی های سال های قبل باشگاه را تسویه کرد و به بهترین شکل این تیم را مدیریت کرد که همین قهرمانی نشان دهنده مدیریت خوب شماست، می‌دانیم که تیم های خصوصی زیادی وجود دارند که هزینه های زیادی می‌کنند و موفقیتی را کسب نمی‌کنند. از لحاظ مالی با شناختی که از آقای حدادیان دارم می‌دانم که اگر ایشان حقوق شرکت هواپیمایی خود را ندهد نمی‌گذارد حقوق بازیکنان به تاخیر بیافتد. این نشان دهنده حسن نیت و مدیریت درست آقای حدادیان است.

_ با وجود هزینه های زیاد آقای حدادی اما تیم حمایت زیادی از سوی مسئولین استان نمی‌شود، آن هم تنها تیم استان که قهرمان جام حذفی شده

خطاب من به مسئولین استانی است. شما اگر بتوانید یک کمپ حساب شده در استان بزنید علاوه بر رسیدگی به تیم شهر خود می‌توانید از این کمپ درآمد زایی کنید. تیم های دیگر جای اردو زدن در کشورهای خارجی به کمپ شما می‌آیند و منبع درآمدی برای شما خواهد شد. طبق آماری که وجود دارد کل فصل گذشته ۵۹ بازیکن مازندرانی در کل تیم های لیگ برتری داشتیم. من به عنوان یک مازندرانی واقعا دوست دارم در استان خودم تمرین کنم. ما به شرایط آب و هوایی مازندران عادت داریم و سخت است برای ما در شهرهایی مثل اهواز، سیرجان یا هرجای دیگر زندگی کنیم ولی هیچ ایرانی فکر نکنم دوست نداشته باشد در مازندران زندگی کند. یک سری حمایت ها بعد از فشار های زیادی که هواداران و وزارت ورزش آوردند به تیم شده است. چرا مازندران با این همه بازیکن بومی نباید یک استادیوم خوب داشته باشد؟

_ این فصل حمید مطهری بعد از جدایی از پرسپولیس به نساجی آمده و تمرینات را شروع کرده، آقای مطهری را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من با آقای مطهری در گذشته کار کرده‌ام، آقای مطهری پروسه‌ی سرمربی شدن را خیلی خوب و اصولی طی کردند. علم و دانش بسیار به روزی از فوتبال دارد و در دوران کمک مربیگری هم همیشه یکی از عاملان مهم تیم به حساب می‌آمد هر سرمربی بالاخره از یک جایی شروع کرده و حالا آقای مطهری با نساجی دوران حرفه ای سرمربی گری‌اش را آغاز خواهد کرد. امیدوارم با کمک بازیکنان در این راه موفق باشند قطعا آقای مطهری شرایط موفق شدن را دارند.

یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

_بعد از قهرمانی استقلال بحث قهرمانی پاک پیش آمد، شما که سابقه حضور در لیگ برتر را دارید آیا چنین چیزی وجود دارد که مدیران بخواهند تیم خاصی قهرمان شود؟

من بازیکن نساجی هستم و به دو تیم استقلال و پرسپولیس احترام می‌گذارم. من فقط می‌توانم فوتبالی صحبت کنم، آن پنج سالی که پرسپولیس قهرمان شد واقعا تیم خوبی داشت تفاوت سطح تیم درون زمین کاملا مشخص بود این فصل ولی تیم خوبی نبود و توانایی رقابت با استقلال را نداشت. این فصل استقلال تیم بسیار خوب و سازماندهی شده‌ای داشت. من از نظر خودم و با ذهنیتی که دارم به نظرم نمی‌شود تیمی ۵ سال قهرمان شود و هیچ کدام از قهرمانی ها پاک نباشد. این حرف ها بیشتر کری بین هواداران است. کری بخشی از فوتبال است و امیدوارم ما هم بتوانیم روزی به سطحی برسیم که کری درست بخوانیم و از فوتبال لذت ببریم.

_ بسیاری یکی از عوامل موفقیت نساجی را تغییر محل تمرین این تیم و بیرون آمدن از قائمشهر می‌دانند چقدر این مساله درست است؟

متاسفانه در مازندران شرایط مناسب برای تمرین تیم وجود ندارد، هیچ مازندرانی بدش نمی ‌آید در شهر خودش و در کنار هوادارانش تمرین کند اما متاسفانه عدم وجود کمپ و شرایط مناسب زمین مانع این اتفاق شده است. بعضی از زمین های مازندران شرایط بسیار خوبی دارند اما امکانات ریکاوری و دوش و رختکن مناسب ندارد. استادار قول هایی در این زمینه به باشگاه داد اما اتفاق خاصی نیافتاد. اگر مسئولان رسیدگی کنند ما در مازندران تمرین می‌کنیم. در حال حاضر ما آنجا تمرین می‌کنیم بعد به هتل می‌رویم و دوش می‌گیریم. اگر شرایط نساجی خوب بود قول می‌دهم این تیم جز تیم های بالای جدول قرار داشت.

_ ۱۵ سال است که در لیگ برتر بازی می‌کنید، در یک سال اخیر بحث جادوگری بسیار زیاد شده، شما با چنین چیزی روبرو شده‌اید ؟

در سال هایی که من بازی می‌کنم چیزی ندیده‌ام و اگر هم وجود دارد من ذهنم را به آن مشغول نمی‌کنم. پرسپولیس ۵ سال قهرمان شد، استقلال این فصل بدون باخت قهرمان شد. خیلی بعید است یک تیم بتواند با جادو و جادوگری قهرمان شود.

_ بحث جادوگری به تیم ملی هم کشیده شده بود

من همیشه سعی می‌کنم فوتبالی به مسائل نگاه کنم و چیزی را تا به چشم خودم نبینم باور نمی‌کنم، چیزی فعلا با چشم خودم ندیده‌ام، تا الان شخصی به عنوان جادوگر نداشتیم که بخواهد به ما بگوید چکار کنیم. ما راه را اشتباه می‌رویم به نظرم تیم ها باید تمام تلاششان را بکنند که با تمرین و دانش به موفقیت برسند. کسی که برای تیم وقت بگذارد وارد این حرف و حدیث ها نمی‌شود. ما یک بازی با نفت آبادان در وطنی داشتیم یک بنده خدایی با شماره ناشناس به من زنگ زد برگشت به من گفت یک بنده خدایی هست این پول را به حسابش تا دو ساعت دیگر بزنید تا در بازی کمکتان کنیم، که من در آن بازی هم پنالتی خراب کردم، این تنها چیزی بود که با آن روبرو شدم. فکر نمی‌کنم طلسم شده باشم فقط به خاطر عدم تمرکز و بهم ریختگی تیم آن موقعیت از دست رفت و پنالتی را واقعا بد زدم.

_ دو فصل پیش شرایط بدی داشتی و آمادگی لازم را برای بازی ها نداشتید اما فصل گذشته به خوبی خودت را دوباره پیدا کردی

من سبک زندگیم همیشه مثل هم است. نوع تاکتیک و تمرین مربی ها خیلی در روند فنی بازیکن تاثیر گذار است. به نظرم فقط این تمرین ها و تاکتبک سرمربی بود که آن زمان من را از آمادگی دور کرد. روزهای بسیار سختی بود روحیه من به شکلی هست که اگر یک بازی خوب بازی نکنم یگ هفته خواب و خوراک ندارم. این فشار در شغل ما همیشگی است یک روز با بازی خوب تشویق می‌شوی یک روز هم به خاطر بازی بد باید جنبه انتقاد از جانب هواداران را داشته باشید. روزهای بدی بود اما خدا رو شکر تلاش کردن و از این شرایط خارج شدم و توانستم به خودم و تیم کمک کنم.

یک جادوگر از من پول‌ خواست، ندادم، همان بازی پنالتی خراب کردم!

_ پست مورد علاقه‌ات دفاع آخر است یا هافبک دفاعی؟

من فوتبال حرفه‌ای را در پست هافبک دفاعی شروع کردم اما شرایط تغییر کرد و در زمان آقای دست نشان برای اولین بار بازی با فولاد نوین دفاع وسط بازی کردم. بعد از آن آقای گل محمدی فصل بعدش که آمدند من بیشتر در پست هافبک دفاعی بازی می‌کردم. در تمرینات هم در پست هافبک دفاعی بازی می‌کردم تا اینکه برای یک بازی دوستانه با پرسپولیس به تهران آمدیم و بازیکنان دفاع وسطمان مصدوم بودند من به آقای گل محمدی گفتم من را در پست دفاع وسط بگذارد. خلاصه من را در این پست بازی دادند و خوب بازی کردم و دیگر از آن زمان تمام بازی ها را دفاع وسط بودم. بعد از آن سایپا هم به عنوان دفاع وسط من را جذب کرد. در حال حاضر بعد از مصدومیت بدی که داشتم دیگر توان جنگندگی هافبک وسط را ندارم و دوست دارم در پست دفاع وسط بازی کنم

_ تا چه سنی می‌خواهی ادامه بدی؟ ۴۰ سالگی؟

خصوصیت اخلاقی که دارم این است که همیشه تا زمانی که حس کنم مفید هستم و به درد تیم می‌خورم بازی خواهم کرد و نمی‌گذارم من را کنار بگذارند یا حذف کنند حالا هم تا زمانی که بتوانم به تیمم خدمت کنم به فوتبال بازی کردنم ادامه می‌دهم. به این قضیه فکر نمی‌کنم شاید این اتفاق امسال رخ دهد شاید ۴ سال دیگر، به این قضیه فکر نمی‌کنم

_ به مربیگری فکر می‌کنی؟

بله اما دوست دارم اصولی وارد این حرفه بیایم، نمی‌خواهم به یکباره بیایم و به یکباره هم حذف شوم. می خواهم اصولی و درست وارد این حرفه شوم.

_ نادر دست‌نشان رکورد دار صعود به لیگ برتر بود اما با نساجی نتوانست این کار را تکرار کند؛ چرا چنین اتفاقی رخ نداد؟

در سالی که در نساجی با آقای دست نشان کار می‌کردیم تمرینات سخت و پر فشاری از لحاظ بدنسازی داشتیم. روزی سه جلسه تمرین می‌کردیم. این فشار هایی که به تیم وارد می‌کردند نشان دهنده‌ی اراده‌ی آقای دست نشان برای آوردن این تیم به لیگ برتر بود. همیشه دوست داشتند تیم قدرتمندی داشته باشند اما متاسفانه آن سال حواشی تمرکز لازم را از آقای دست نشان گرفت و متاسفانه نتوانستیم صعود کنیم

_ با علی دایی در سایپا هم کار کردی، کار کردن با اسطوره ایران چطور بود؟

جدا از مسائل فنی بسیاری از فوتبالیست ها آرزوی دیدن علی دایی را دارند چه برسد که با او کار کند. احترام بسیار زیادی برای او قائل هستم. وقتی به فوتبال حرفه ای آمدیم فهمیدیم آقای دایی چه شاهکاری هستند و یکی از کامل ترین فوروارد های ایران بود. یک داستانی را آقای الهامی همیشه می‌گفتند که با آمدن علی دایی تعریف بین مدافع و مهاجم در فوتبال ایران عوض شد تا قبل از علی دایی فقط مدافع ها مهاجم ها را می‌زدند بعد از علی دایی مهاجم ها هم مدافع ها را می‌زدند، عمدا نه بلکه برنده شدن در دوئل ها در مقابل مدافعان.

۲۵۶ ۲۵۱

در اینستاگرام

جوستک را دنبال نمایید

در تلگرام

جوستک را دنبال نمایید

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک نظر اضافه کنید